غمت به سینه ی پیر و جوان بود آقا
بهای دوری از تو گران بود آقا
اگرچه سود جهان را برم بدونه شما
خورم قسم که تمامش زیان بود آقا
اگر چه اول هر ماه مه برون آید
ببین زهجر تو قدش گمان بود آقا
اگرچه نوکرتان از گناه سنگین است
ولی محبت تو بیکران بود آقا
همیشه از غم دوری دوچشم خون بارش
شبیه چشمه ز سنگی روان بود آقا
سگی که نیمه ی شب آمده به دنبالت
ز سنگ مردم دِه ، نیمه جان بود آقا
وجب وجب همه جا را به بویتان گشته
نگاه او به سوی آسمان بود آقا
برای نوکرتان سخت میشود وقتی
که بحث روضه ی یک نو جوان بود آقا
کمی ز صحنه ی کوچه کمی ز میخ و لگد
شروع مجلس هر روضه خوان بود آقا
حبیب با غم بی حد همیشه میخواند
مزار مادرتان بی نشان بود آقا
96/11/11
حبیب اصفهانی(ابراهیم مانیان)
اللهم عجل لولیک الفرج
الهی امین
ما را در سایت پیش تو فقط مغلوبم دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 218